برای عضویت در خبرنامه پاد، نام و نام خانوادگی خود را به آدرس [email protected] ارسال کنید.
شما اینجا هستید: خانه / یادداشت‌ها / پرسیدن، مهم‌تر از پاسخ دادن است
پرسیدن، مهم‌تر از پاسخ دادن است

پرسیدن، مهم‌تر از پاسخ دادن است

روزگاری در خبرگزاری مهر یادداشت‌هایی می‌نوشتم و گفت‌گوهایی می‌گرفتم که بیشترشان در حوزه آموزش، سنجشگرانه‌اندیشی، فلسفه برای کودکان و مانند آن بود. یکی از این یادداشت‌ها در باب ضرورت سؤال پرسیدن و مهم‌تر از آن سؤال درست پرسیدن در هر گفت‌وگو/مذاکره بود، که در ادامه آن را می‌خوانید.

***

سؤال پرسیدن هنری است که با مبنا قرار دادن این نگاه که طرف مقابل انسانی است چون ما می‌تواند سنگ‌بنای اصلی در دست‌یافتن به پاسخ‌های مناسب و نتایج ارزشمند در هر گفت‌و‌گویی باشد.

سؤال پرسیدن علاوه بر آنکه می‌تواند یکی از کلیدهای اصلی در ایجاد و شروع هر ارتباطی باشد، امکان حفظ گفت‌وگو در مسیری درست و سالم را فراهم می‌آورد. خواه این پرسشها درباره آب و هوا یا زمان باشند یا درباره مسایل دیگری چون شغل، علایق، مسایل بنیادین در باب هستی و مانند آن، امکان برقراری هر گفت‌و‌گویی را میسر می‌کنند.

بنابراین به درستی می‌توان تأکید کرد که سؤال پرسیدن هنری است که اگر آگاهانه مورد توجه و تأکید قرار گیرد، افق‌های ارزشمندی را در برابر ما می‌گشاید و در نتیجه پاسخ‌ها و نتایجی ارزشمند را نیز در پی خواهد داشت.

اما سؤال‌ها گاه ساده‌ و در رابطه با اموری روزمره‌اند مانند زمانی که منتظر اتوبوسی هستیم و از فردی که در کنارمان ایستاده می‌پرسیم که «آیا مدت زمان زیادی است که منتظر اتوبوس ایستاده است؟» و گاه با اهدافی مشخص‌تر طرح می‌شوند نظیر مشاوران فروش بیمه عمر که با مراجعه به افراد سؤالاتی درباره‌ی وضعیت بهره‌مندی آنها از خدمات بیمه‌ای می‌پرسند تا بتوانند پیشنهاد خود را طرح کرده و پس از ارایه‌ی اطلاعات به افراد، زمینه‌ای را برای بهره‌مندی از مزایای بیمه‌های عمر فراهم کنند.

یکی از نکاتی که همواره می‌توان در ارتباط با طرح سؤال مدنظر قرار داد این است که آیا سؤالات ما اکتشافی، جستجوگر و تأمل‌برانگیزند یا به گونه‌ای هستند که امکان ادامه گفت‌وگو را سلب می‌کنند. به عنوان مثال ممکن است یک خبرنگار از مصاحبه‌شونده بپرسد که «آیا شما با اجرای طرح آزادسازی قیمت‌ها موافقید؟». مصاحبه شونده نیز احتمالاً پاسخ خواهد داد بله یا خیر.

این سؤال اما هنوز راهی برای گفت‌و‌گو نگشوده است. این چنین است که در ادامه باید از معجزه سؤالات جست‌وجوگر استفاده کرد و با طرح سؤالاتی که با واژگانی مانند «چرا»، «چگونه» و مانند آن همراهند، مخاطب را به سمتی سوق داد که درباره موضوع بیندیشد و آنگاه پاسخ دهد.

این موضوع اما گام نخست است. در ادامه آن‌چه اهمیت بسیاری دارد، خوب گوش کردن است. این امر از دو وجه حائز اهمیت است. یکی اینکه خوب گوش کردن به معنای احترام گذاشتن به فرد مقابل است و از سوی دیگر لازم است تا با توجه تام و تمام به سخنان مخاطب، امکان طرح سؤالاتی اساسی‌تر و کاوشگرانه‌تر را نیز فراهم نمود و در نتیجه نکات مندرج و گاه بیان‌نشده در قالب واژگان فرد را دریافت تا در ادامه گفتگویی عاری از آسیب‌های ناشی از شنیدن سرسری و بن‌بست گونه حاصل شود.

نکته دیگر به پاسخ‌دهندگان بازمی‌گردد. به عنوان مثال ممکن است مادری در پاسخ به فرزند خود که می‌گوید «من گرسنه‌ام. شام چی داریم؟» پاسخ دهد که «مگر تو تکالیفت را انجام داده‌ای که شام هم می‌خواهی». این گونه پاسخ‌ها را می‌توان از دیگر آفت‌ها در ارتباطات انسانی دانست چرا که دو مسأله مختلف و بی ارتباط با یکدیگر با هم خلط شده‌اند.

مادر می‌تواند به سادگی پاسخ فرزند خود را در یک واژه بدهد و پس از آن و در فرصتی مناسب با فرزند خود درباره تکالیفش و دلایل کوتاهی وی در انجام آن‌ها گفت‌وگو کند و به راهکارهایی برای حل مشکل دست یابد.

فراموش کردن این نکته که ما در روابط خود با دیگران همواره با آدمیانی مواجهیم که نه سیاه و سفید مطلق، بل طیفی خاکستری‌اند که ممکن است همزمان هم ویژگی‌هایی مثبت و هم ویژگی‌هایی منفی‌ داشته باشند، هم عاقلانه تصمیم بگیرند و زندگی کنند و هم بر مبنای احساسات و عواطف خود، از دیگر آفت‌های هر گفت‌و‌گو و در نتیجه طرح سؤال و طلب پاسخ است.

این مورد آخر احتمالاً زیربنای برقراری هر ارتباط مؤثر و طرح پرسش‌های درست است، یعنی اینکه طرف دیگر نیز چون ما یک «انسان» است و باید با وی همچون یک انسان صاحب گوشت و پوست و خون و استخوان که البته واجد عقل و احساس – به طور توأمان – نیز هست، مواجه شویم و همواره در نظر داشته باشیم که هم «من» و هم «طرف مقابل من» ممکن است در ارتباط با آن‌چه درباره‌ی آن گفت‌وگو می‌کنیم، در اشتباه باشیم یا نباشیم.

بنابراین آنچه احتمالاً بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت دارد،‌ کوشش برای ایجاد همدلی و همراهی در گفت‌وگو، نزدیک کردن افق‌ها به یکدیگر، طرح پرسش‌های خود خالی از هر گونه غرض‌ورزی یا منفی‌نگری، توصیف مسایل از وجوه گوناگون و در نهایت گشوده بودن به چشم‌اندازهایی است که ممکن است در حین گفت‌وگو در مقابل ما قرار بگیرند.

* عنوان این یادداشت برگرفته از نام کتابی است با همین عنوان تألیف دنیل کولاک و ریموند مارتین با ترجمه حمیده بحرینی و ویراستاری هومن پناهنده که از سوی انتشارات هرمس منتشر شده است.
 
 

درباره مدرسه زندگی پاد

مدرسه زندگی پاد می‌کوشد با هدف فراهم کردن زمینه برای ارتقاء کیفیت زندگی مردم ایران به فعالیت‌هایی چون آموزش و مشاوره در زمینه مهارتهای زندگی و کسب و کار بپردازد به نحوی که منجر به ارتقاء مهارت‌ها و توانایی‌های فردی و سازمانی شود.

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*


+ 4 = هفت

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>