برای عضویت در خبرنامه پاد، نام و نام خانوادگی خود را به آدرس [email protected] ارسال کنید.
شما اینجا هستید: خانه / یادداشت‌ها / حرف است و حرف است و حرف
حرف است و حرف است و حرف

حرف است و حرف است و حرف

احتمالاً از نظر بسیاری از ما تعارف کردن نشانه‌ای است از حفظ ادب و نزاکت؛ این‌که رعایت ادب کنیم و با تعارف‌ کردن‌های همواره‌مان به دیگران نشان دهیم که چه آدم‌های نازنین و محترمی هستیم. تا این‌جای کار اشکالی ندارد اما آن‌گاه که این تعارف‌کردن‌ها به افراط گراید و در تمامی سطوح رابطه میان افراد بسط یابد، چه بسا بیشتر از آن‌که نشانه‌ای از ادب و نزاکت باشد، مانعی باشد برای ایجاد ارتباطی انسانی.

آن‌چه نگارنده قصد دارد در این یادداشت بر آن انگشت نهد آن دسته از تعارفاتی است که در روابط روزمره وجود دارد و کمابیش جلوه‌های گوناگونی از آن را می‌توان هر روزه در برخوردهای ریز و درشت خود در رابطه با دیگر افراد دید؛ این‌که مدام با تعارف کردن‌های اغراق شده به جای پرداختن به اصل موضوع، رفتن به سراغ مسایل اصلی و ارزیابی یک مدعا و نیز دلایل و استدلال‌هایی که به پشتیبانی از آن مدعا گفته می‌شود، در حاشیه بمانیم و کار خود را با همین تعارف کردن‌های بی حساب و کتاب پیش ببریم.

این گونه تعارفات اما دیگر تعارف نیستند بل شاید همان چیزی باشند که در عرف عامه به «پاچه‌خواری» تعبیر می‌شوند،معضلی که در روابط کاری و غیر کاری و در میان بسیاری از ما رواج یافته و گویی بی این عمل خطیر نخواهیم توانست کار خویش را پیش بریم.

اما این مسأله غیر از ملاحظات اخلاقی‌ای که در خود دارد و پرداختن به آن‌ها در صلاحیت نگارنده این سطور نیست – اگر این فروتنی هم از آن دست تعارفات صوری تلقی نشود! – بی‌شک آسیب جدی دیگری نیز در رابطه‌ی میان افراد در پی خواهد داشت و آن حاکم شدن مناسبات قدرت به جای روابطی تا حد ممکن انسانی است که در آن ضعیف در مواجهه با قوی، تنها می‌کوشد جانب منافع خود را بگیرد و قوی نیز انتظاری جز مدح و ثنای ضعیف در رابطه با خود ندارد و در نهایت در چنین شرایطی آن‌چه قربانی می‌شود امکان و احتمال مواجهه‌ای انسانی و البته سنجشگرانه در مواجهه با «دیگری» است.

آن‌گاه که پای منافع و قدرت در میان باشد دیگر چه جای سنجشگرانه‌اندیشی خواهد ماند و این همان سنتی است که از همان اوان کودکی بذر آن در جان و دل و ذهن ما کاشته می‌شود؛ این‌که پدر، مادر، معلم و امثالهم در موقعیتی برتر در مقایسه با ما قرار دارند و آن‌چه درست است بی‌شک در مشت آن‌هاست و ما چاره‌ای نداریم که تن به قدرت از پیش مفروض آن‌ها داده و حقیقت را نزد آنان بدانیم. بنابراین پذیرش آن‌چه آن‌ها می‌گویند نیز بر ما مفروض خواهد بود و ما نیز باید آن‌ چیزهایی را بگوییم که مقبول طبع خاطر آن‌ها باشد.

این سنت اما از همان کودکی در ما و در درون‌مان باقی می‌ماند و نتیجه همان چیزی می‌شود که امروزه شاهد آن هستیم. از روابط دوستانه و خانوادگی گرفته تا نسبت‌های کاری و از کوچه و خیابان گرفته تا ادارات و شرکت‌ها و از مدارس و دانشگاه‌ها گرفته تا خانه‌ها و اندرونی‌ها، آن‌چه در اولویت است روایتی مطابق با خواست و میل ارباب قدرت چون پدر، استاد و رییس گرامی است و آن‌چه مورد غفلت واقع می‌شود ارزیابی وجوه گوناگون مسایل، سخنان و مدعیات، ارزیابی براهین و استدلال‌ها و در یک کلام «سنجشگرانه‌اندیشی» است.

نحویون می‌گویند کلام عرب بر سه قسم است: اسم است و فعل است و حرف و حال شاید بتوان گفت کلام ما نیز این روزها بر سه قسم است: حرف است و حرف است و حرف. اما این‌که چگونه این حرف‌ها، صرفاً حروفی نباشند که برای کسب منافع و صرفاً در چارچوب مناسبات قدرت ادا می‌شوند و این‌که چگونه هر حرفی در ترازوی سنجشگرانه‌اندیشان، ارزیابی و در نهایت حرف حساب بر زبان آید نه فقط مدح و ستایش تام و تمام، پرسشی است که معدود سنجشگران امروز می‌بایست پاسخی به آن دهند نه نگارنده این یادداشت که خود نیز کلامش بر سه قسم است: حرف است و حرف است و حرف. 

این یادداشت پیش از این در روزنامه شرق، صفحات ویژه سنجشگرانه‌اندیشی منتشر شده است.

درباره مدرسه زندگی پاد

مدرسه زندگی پاد می‌کوشد با هدف فراهم کردن زمینه برای ارتقاء کیفیت زندگی مردم ایران به فعالیت‌هایی چون آموزش و مشاوره در زمینه مهارتهای زندگی و کسب و کار بپردازد به نحوی که منجر به ارتقاء مهارت‌ها و توانایی‌های فردی و سازمانی شود.

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*


نُه + = 18

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>