برای عضویت در خبرنامه پاد، نام و نام خانوادگی خود را به آدرس [email protected] ارسال کنید.
شما اینجا هستید: خانه / یادداشت‌ها / رؤیاهاتو فراموش نکن
رؤیاهاتو فراموش نکن

رؤیاهاتو فراموش نکن

چیزهایی که در مدرسه یاد نمی‌دهند؟ – بخش پایانی

چه چیز باعث می‌شود کاری را با لذت و با تمام وجود انجام دهیم؟ انگیزه‌های اصلی و عوامل کلیدی برای آنکه کاری را انجام دهیم یا انجام ندهیم چیست؟ چه می‌شود که بعضی از ما بدون آنکه چشم‌مان مدام دنبال پاداش و تشویق دیگران باشد، تلاش می‌کنیم بهترین عملکرد را در محیط کاری یا در طول دوران تحصیل داشته باشیم؟ چرا بعضی از ما طوری زندگی می‌کنیم که گویی در حال حاضر مهم‌ترین کار دنیا را انجام می‌دهیم، تا آن‌جا که اگر درآمد کافی هم نداشته باشیم، سختی‌ها دوچندان شوند، یا حتا شکست بخوریم، باز دست از تلاش نمی‌کشیم؟ و چرا بعضی از ما کلاً آدم‌های بی‌حال و حوصله‌ای هستیم که فقط از زمین و زمان شکایت می‌کنیم و فکر می‌کنیم دوست و همکار و رییس و همسایه حق ما را خورده‌اند و جای ما را گرفته‌اند؟

احتمالاً هر یک از ما پاسخی به این سؤالات داریم.

به عنوان مثال هنوز هم امتحان و نمره، همچون گذشته، یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌ها و ساز و کارها برای ارزیابی دانش‌آموزان در مدارس محسوب می‌شود. این امر سبب می‌شود که «نمره»، به شدت بر عملکرد و قضاوت دانش‌آموزان، مسئولین مدرسه و پدران و مادران نسبت به خودشان و محیط تأثیر بگذارد.

دانش‌آموزانی که از همان دوران کودکی، در خانواده یا مهدکودک، مدام و صرفاً با وعده‌های رنگارنگ جایزه‌های کوچک و بزرگ، کارت‌های صدآفرین و هزارآفرین و تشویق برای به دست آوردن نمره بیست تشویق می‌شوند تا درس بخوانند، تکالیف‌شان را انجام دهند یا بچه‌های خوبی باشند، به مرور به این باور می‌رسند که خوب بودن، موفق بودن و پیشرفت کردن در گرو این عوامل بیرونی است و انگیزه‌های آن‌ها و رضایت‌شان همواره رو به سوی همه آن چیزهایی دارد که در جهان بیرون وجود دارد. این‌چنین است که افراد بیشتر از آنکه متناسب با علایق، استعدادها و توانمندی‌های خود، برنامه‌ریزی و عمل کنند، می‌کوشند بر اساس استانداردها و توقعات دیگران، زندگی خود را شکل دهند.

در این میان آنچه مغفول می‌ماند احساس معناداری و رضایت عمیق و درونی فرد است از تجربه زندگی متناسب با شرایط و ویژگی‌های شخصی و منحصربفرد، و علایق و استعدادهایی که دارد، همراه با اهداف بزرگ و چشم‌اندازی وسیع از زندگی.

این سخن به معنای نادیده گرفتن یا بی‌اهمیت انگاشتن انگیزه‌های بیرونی در بهبود عملکرد فرد یا افزایش سطح رضایت و شادی در زندگی نیست. سخن اصلی بر سر وزن هر یک از این دو نوع انگیزه، یعنی انگیزه‌های بیرونی و انگیزه‌های درونی است. اولی همیشه نیست و ممکن است همواره هم برانگیزاننده نباشد اما دومی، از آنجایی که احتمالاً ریشه در اعماق وجود ما دارد، همواره ما را سرپا و پرامید نگاه می‌دارد و حتا در بدترین شرایط نیز موتور محرکه ما در زندگی است.

اما چه می‌توان کرد تا انگیزه‌های درونی نقشی پررنگ‌تر در زندگی ما بیایند و شانس دستیابی به موفقیت و رضایت شخصی را برای ما افزایش دهند؟

من رؤیایی دارم…

همه ما دوست داریم ماشین خوب، خانه خوب و درآمد خوبی داشته باشیم اما سؤال اصلی این است که اگر همه اینها را هم به دست آوردیم، چه چیز بیشتری می‌تواند وجود داشته باشد که در زندگی بخواهیم؟ مثلاً اگر همین فردا به هر شکلی، مثلاً در یک قرعه‌کشی پول زیادی برنده شویم، بعد از آن چه می‌کنیم؟ چه چیزی هست که حاضریم برای آن با تمام وجود تلاش کنیم و دشواری‌های بسیار را به جان بخریم؟

در واقع هر یک از ما رؤیایی در سر داریم که ممکن است در گیر و دار زندگی روزمره و غم نان فراموشش کنیم و سال‌ها و چه بسا همه عمرمان را صرف چیزهایی کنیم که هیچ ربطی به آن رؤیا ندارند. رؤیایی که به یک معنا متعلق به ماست، کاری ناتمام که گویی اگر ما آن را تمام نکنیم، هیچ کس دیگری آن را به سرانجام نخواهد رساند. رؤیایی که می‌تواند خواب را از چشمان ما بگیرد و شوق رسیدن به آن، انرژی درونی‌مان را صدچندان می‌کند.

برای پیدا کردن این رؤیا هم راه‌هایی هست. آزمایش‌های ذهنی زیر احتمالاً می‌توانند به ما کمک کنند تا رگه‌هایی از این رؤیای معنابخش به زندگی‌مان را بیابیم:

کلیپ ۶۰ ثانیه

فرض کنید مثلاً در سن ۶۰ سالگی در سفری هوایی ناگهان هواپیمای شما مشکلی جدی پیدا کند و خلبان اعلام کند که کنترل اوضاع از دست وی خارج شده است و هواپیما در حال سقوط است و فقط ۶۰ ثانیه طول می‌کشد تا هواپیما با زمین برخورد کند و تقریباً بعید است کسی جان سالم به در برد. اگر قرار باشد در این ۶۰ ثانیه فیلمی کوتاه در مقابل چشمان شما به نمایش درآید از همه آن ۶۰ سال عمرتان، چه چیزهایی را خواهید دید؟

احتمالاً همه آن چیزهایی که در چنین شرایطی می‌بینیم، بخش‌های مهم زندگی ما محسوب می‌شوند که به خاطر آنها زنده بوده‌ایم و برای آنها تلاش کرده‌ایم. فکر می‌کنید آن چیزها چه هستند و دوست دارید چه باشند؟

شرکت در مراسم ترحیم خود

فرض کنید همین امروز به هر دلیلی مرگ به سراغ شما آمده باشد. شما اما شانس این را دارید که در مراسم ترحیم خود شرکت کنید. حاضران در مراسم ترحیم شما بدون آنکه بتوانند شما را ببینند و بدون آنکه بدانند شما می‌توانید سخنان آنها را بشنوید، با خیال راحت در صحبت‌های خصوصی با دوستان‌شان درباره شما حرف می‌زنند. درباره شما چه می‌گویند؟ و دوست دارید درباره شما چه بگویند؟ به بیان دیگر شما چه تصویری از خودتان به جای گذاشته‌اید؟ اگر بخواهند مهم‌ترین ویژگی شما را بگویند، چه می‌گویند؟ مهم‌ترین یادگار یا میراثی که از شما باقی مانده چیست؟

کاغذ سفید جادویی

فرض کنید به شما بگویند قرار است حافظه خود را به طور کامل از دست بدهید و هیچ چیزی از گذشته شما، در ذهن‌تان یا در دنیای بیرون باقی نخواهد ماند. قبل از آن اما کاغذی سفید به شما می‌دهند که می‌توانید روی آن مهم‌ترین چیزهایی را که درباره خودتان وجود دارد، بنویسید. نکته مهم این است که پس از این اتفاق، همه آن چیزهایی که در این یک صفحه نوشته‌اید، با خواندن آن به یاد خواهید آورد و لاغیر.

یادتان باشد که همه متن، اول شخص مفرد است یعنی با «من» شروع می‌شود:

من، محمد نجفی، هم‌اکنون ۳۳ ساله‌ام. تصمیم گرفته‌ام در ایران زندگی کنم و با تمام وجود تلاش کنم تا کیفیت زندگی خودم و اطرافیانم را با تأکید بر ارتقاء مهارت‌های حرفه‌ای زندگی و کار بهبود بخشم. از برگزاری کارگاه‌های تعاملی آموزشی بیشترین لذت را می‌برم و…

شما درباره خودتان چه می‌نویسید؟ احتمالاً آنچه می‌نویسید، مهم‌ترین چیزهایی هستند که در زندگی شما وجود دارند و به رؤیای شما در زندگی مربوطند.

گاهی به گذشته نگاه کن

مرور گذشته، و آن لحظاتی که با شور و شوق کاری را انجام داده‌اید؛ آن لحظاتی که با انرژی تمام و علی‌رغم خستگی و بی‌خوابی، با میل خودتان هم‌چنان کاری را انجام داده‌اید و آن حرف‌ها و افکاری که همواره در ذهن شما جاری بوده‌اند یا بر زبان‌ آورده‌اید، نشانه‌های خوبی هستند تا راهنمای شما برای رسیدن به رؤیاهای شما باشند.

*

رؤیاهای ما، معنابخش زندگی ما در سخت‌ترین لحظاتی هستند که احساس می‌کنیم به آخر خط رسیده‌ام و دیگر تاب و توان ادامه دادن نداریم. رؤیاهای ما، همه آن چیزهایی هستند که به ما قدرت ادامه دادن می‌دهند. معلم خوب و مدرسه خوب و دوست خوب و پدر و مادر خوب و رییس خوب هم آن کسی است که نه فقط  دانش ما را افزایش می‌دهد یا مهارتی را به ما می‌آموزد بلکه به ما کمک می‌کند رؤیاهای خود را فراموش نکنیم و مهم‌تر از آن، رؤیاهایمان را جدی بگیریم و برای رسیدن به آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنیم.

محمد نجفی

منتشر شده در مجله موفقیت، شماره ۲۹۸

***

چیزهایی که در مدرسه یاد نمی‌دهند:

بخش اول: مدرسه به چه دردی می‌خورد؟

بخش دوم: یادگرفتن را یاد نگرفته‌ایم!

بخش سوم: ما همه باهوشیم

بخش چهارم: آدم‌های خاکستری در جهان خاکستری

بخش پنجم: از روزمرگی تا معناداری

بخش ششم و پایانی: رؤیاهاتو فراموش نکن

درباره مدرسه زندگی پاد

مدرسه زندگی پاد می‌کوشد با هدف فراهم کردن زمینه برای ارتقاء کیفیت زندگی مردم ایران به فعالیت‌هایی چون آموزش و مشاوره در زمینه مهارتهای زندگی و کسب و کار بپردازد به نحوی که منجر به ارتقاء مهارت‌ها و توانایی‌های فردی و سازمانی شود.

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*


× 6 = شش

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>